۱. وقتی بانکها وامهای کمبهره 🏦⬇️ ارائه بدن، موتور ساختوساز دوباره روشن میشه و سرمایهها از بازارهای موازی برمیگرده سمت تولید.
۲. شهرداریها میتونن با تعویق هزینههای مجوز تا پایان پروژه 🏗️⏳ نفس تازهای به سازندگان بدن.
۳. خیلی از نهادهای حمایتی هم ظرفیت دارن که با سیاستهای درست، سرعت ساختوساز رو چند برابر کنن 🤝⚙️
۴. توی شرایط فعلی ایران، سازندهها بهخاطر فشار هزینه و رکود، عقبنشینی کردن و دنبال پناه بردن به طلا و دلار هستن 📉💰💱
۵. مردم هم همین مسیر رو انتخاب کردن و نتیجهاش، کمشدن جذابیت تولید و بلند شدن دیوار رکود در بازار مسکنه 🧱❗
۶. اما با تسهیلات هدفمند و کاهش هزینههای ابتدایی ساخت میشه این چرخهی فرار سرمایه رو شکست 💡🔄
۷. تغییرات اصولی در نظام تأمین مالی پروژهها، میتونه چند هزار پروژه نیمهجان رو دوباره فعال کنه 🏘️🔥
۸. اعتمادسازیه که سرمایه رو برمیگردونه به سمت «ساخت»، نه شعار؛ و این یعنی تصمیمهای اقتصادی واقعی و قابلاجرا 📊✔️
۹. هر روز تأخیر، یعنی افزایش هزینه و دورشدن از رونق؛ پس وقتشه ساختوساز بهعنوان اولویت ملی دیده بشه 🏗️
۱۰. رونق صنعت ساخت فقط نفع سازندهها نیست؛ نفع مستقیم کل اقتصاد، اشتغال و آینده شهری ماست 🌆✨
⸻
#ساخت_ساز#مسکن#بحران_مسکن
🏗️ وقتی «اعتماد» فراموش میشه، «پروژه» متوقف میشه!
متن:
یکی از چالشهای پنهان در مشارکتهای ساختمانی، دخالت بیشازحد بعضی مالکان در روند اجراست.
بازدیدهای بیبرنامه، تغییر تصمیمات لحظهای و نظارتهای خارج از قرارداد، نهتنها سرعت ساخت رو پایین میاره، بلکه اعتماد بین طرفین رو هم تخریب میکنه.
🔹 راهحل؟
همهچیز باید بر اساس برنامهی مشخص بازدید و گزارشهای دورهای پیش بره.
سازنده باید تمرکز داشته باشه؛ و مالک با اعتماد و نظم در بازدیدها، به جای دخالت، به کیفیت نهایی پروژه کمک کنه.
📌 مشارکت موفق یعنی: «مرزها مشخص، نقشها محترم و هدف مشترک.»
#مشارکت_در_ساخت#سازندگان_حرفهای #مدیریت_پروژه#مالک_آگاه#اعتماد_سازنده#قرارداد_ساخت#CiClub#ساخت_وساز_هوشمند#املاک
1 سال قبل
00
ساختوساز کنیم یا زمین بخریم و صبر کنیم؟
توی این ریلز داشتم یه مقایسه واقعی بین دو انتخاب همزمان خودم نشون میدادم.
سال ۱۴۰۰، دو تا زمین همقیمت خریدم.
یکیش رو بردم تو ساخت، اون یکی رو فقط نگه داشتم.
زمین اول رو ۴۰ میلیارد خریدم.
برای ساخت ۱۶ هزار متر بنا، با هزینهی متری ۲۵ میلیون، حدود ۴۰۰ میلیارد خرج کردیم.
یعنی مجموع سرمایهگذاری شد ۴۴۰ میلیارد تومان.
در نهایت، ۱۱٬۵۰۰ متر مفید رو متری ۶۰ میلیون فروختیم
و سود خالص پروژه شد ۲۵۰ میلیارد تومان، در یک بازهی زمانی حدود ۳ ساله.
زمین دوم، همقیمت بود، هممکان.
هیچ کاری باهاش نکردیم. فقط نگهش داشتیم.
الان متری ۸۰ میلیون ارزش داره؛
یعنی از ۴۰ میلیارد رسیده به ۱۶۰ میلیارد.
یعنی ۱۲۰ میلیارد تومان سود، بدون ساخت.
حالا اگه بخوایم این دو مدل سرمایهگذاری رو سالیانه و عددی با هم مقایسه کنیم:
در پروژه ساخت:
۲۵۰ میلیارد سود در ۳ سال یعنی حدود ۸۳ میلیارد تومان در سال.
روی ۴۴۰ میلیارد سرمایه، بازده سالانه حدود ۱۹٪ بوده.
در زمینگردانی:
۱۲۰ میلیارد سود در ۳ سال یعنی سالی ۴۰ میلیارد تومان.
روی ۴۰ میلیارد سرمایه، بازده سالانه میشه ۱۰۰٪.
نکته مهم اینه که تو ساخت، اون ۴۰۰ میلیارد طی سه سال و بهمرور خرج شد، نه یکجا.
اما چون سرمایه در طول پروژه درگیر بوده، بازده سرمایه باید نسبت به کل محاسبه بشه.
در مقابل، تو زمینگردانی باید پول رو همون اول وارد کنی و از همون روز اول درگیر بازار باشی.
یعنی این دوتا، دو سبک سرمایهگذاری هستن در یک بازه زمانی یکسان — که بازدهشون قابل مقایسهست.
پس این ریلز نمیخواست بگه ساخت بد و زمینگردانی خوبه.
داشت یه نکته مهمتر رو نشون میداد:
در بعضی بازارها، در بعضی مقاطع، وقتی تورم از سرعت ساخت جلو میزنه،
نساختن سودآورتر از ساختنه.
ساختن مهارته.
نساختن، بصیرته.
#محمددبیری#ساختوساز #زمینگردانی #تحلیل_اقتصادی#سرمایه_ملکی#تجربه_شخصی#ساختمان سازی